تبلیغات
عربی - فهرست تعدادی از معربات از فارسی

چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است. دکتر علی شریعتی

فهرست تعدادی از معربات از فارسی

نویسنده : مهرداد یاسمی
تاریخ:یکشنبه 17 خرداد 1394-10:47 ب.ظ

فهرست تعدادی از معربات از فارسی

زبانشناسان واژگان زیادی را در زبان عربی معرب شده از فارسی می‌دانندالبته بعضی کلمات در خود فارسی در دوره تسلط زبان عربی درست شده‌اند: خنجر تغییر یافته خنگر (خونگر) است. سکه تغییر یافته؛ چکه-چک (صکه صکوک) است و اینگونه کلمات ابتدا در فارسی ظاهر شده‌اند و بعدها در عربی پس می‌توان آنها را معرب دانست. معربات از فارسی در عربی فراوان است و در این زمینه کتابهایی نوشته شده‌است علامه محمد بن تاویت در کتاب المعربات عن الفارسیة تعدادی از معربات از واژگان فارسی را بر اساس کتابهای متقدمین ارایه نموده‌است:

  1. برقع= پرده.
  2. تاریخ از تاریک. در زبان عربی واژه تاریخ سابقه قدیمی ندارد زبانشناسان عرب آن را معرب شده می‌دانند اما در اینکه از چه واژه‌ای معرب شده اختلاف دارند. بعضی گفته انمد از ماه رخ گرفته شده و از آن مورخ و تاریخ را برگرفته‌اند،[۲۳][۲۴] و.[۲۵] اما نظر غالب زبانشناسان معاصر این است که «مورَخ» اسم مفعول و مورخ با کسر "ر" اسم فاعل از تاریخ است و خود تاریخ را عربی شده"تاریک" است. زیرا سخن از گذشته‌ها در تاریکی و ابهام قرار دارد. در مجله "الدراساتُ الأدبیّة» بهار و تابستان ۱۳۴۳. نویسنده دیدگاههای مختلف را در مورد واژه تاریخ بررسی کرده و نتیج گیری نموده که معرب شده از تاریک درست تر است.[۲۶]
  3. خندق از کندک [۲]

باز به معنی عقاب (فالکون) خنجر (خنگر) خونگر. (المعربات عن الفارسیةللأستاذمحمدبن تاویت)

  1. الأسوار، معرب سوار،
  2. الأسرب، معرب سرب،
  3. الاشوب -[۲۷]
  4. الأصبهبذ، عربی شده از سْپهبد،
  5. البابونج، معرب بأبونه (بابونَگ)،
  6. البادزهر از پادزهر
  7. الباذق، معرب از باده،
  8. البارة، و بهره معرب از پاره.
  9. البارجاه، معرب از بارگاه،
  10. البارباء، معرب از بوربا،
  11. الباز، بمعنی الصقر، معرب باز = عقاب.
  12. الباشق، معرب باشه، عقاب. نوعی شاهین. شاهین در زبان عربی نیز بدون تعییر بکار می‌رود.
  13. باطیه = بادیه (کاسه)
  14. البالانی، معرب پالانی،
  15. البخت، = شانس
  16. البد، بمعنی الصنم، معرب بت.
  17. البردج، معرب برده،
  18. البرق، معرب بره، وهو الحمل.[۲۸]
  19. البستان، معرب از بوستان،
  20. البطن معرب از بت، وهو معروف، سواء فیه عند العرب صغار الإوز وکباره، کما قال ابن جنی.
  21. بغداد، معرب باغ + داد، أو بغ + دان،
  22. البلور، معرب بلور.
  23. البنفسج، معرب از بنفشة، مالک بن الریب التمیمی:عجبت لعطار أتانا یسومنا
  24. البیدق، معرب پیاده، الفرزدق:منعتک میراث الملوک وتاجهم وأنت لدرعی بیذق فی البیاذق.
  25. البیمرستان، مرکب من بیمار، مریض، وأصل اشتقاقه بی، بدون + مار، عقل. -
  26. التبان، معرب از تنبان، سروال القصیر.
  27. التجاورة و التاجر، معرب تاجور أو تاج بر، قال عدی بن زید:

بعد بنی تبع تجاورة- قد اطمأنت بها مرازبها.

  1. التاختج والتخت، معرب تخت وتخته، وهو فی الأصل اللوح ثم صار یستعمل للعرش والسریر.
  2. استاذ=استاد [۳]
  • التخریص وهو بنیقة الثوب أو الدرع، معرب تبریز، کما فی القاموس ویقال بالدال، قال الشاعر:

قوافی أمثالا یوسعن جلده- کما زدت فی عرض القمیص #الرخارصا

  • التباشیر، معرب تباشیر، أی مثل اللبن، والمراد بها بیاض الصبح، کما فی العربیة تباشیر الصبح.
  1. التخم.[۲۹]
  2. التدرج، وهو الدارج، معرب تدور.
  3. الترهات، فوجدک راه، بمعنی طریق صغیرة والمراد بها الاباقیل.
  4. الثوث، معرب تود، وهو الفرصاد.
  5. التوتیاء، حجر یکتحل به، معرب توتیا. خاکستر-[۳۰]
  6. التیر، معرب، تیر /ستون.
  7. جادة الطریق: معرب جاده، وهی العظیمة المفتوحة من الطرق.
  8. الجاموس، معرب گاومیش، (گاو: بقرة، ومیش: نعجة).
  9. الجام، معرب جام.
  10. الجربان، معرب گریبان، وهو جیب الدرع، قال جریر:

إذا قیل هذا البین راجعت عبرة - لها بجربان البنیقة واکف.

  1. الجرذق، معرب گرده، نان تافتون
  2. الجرم، معرب گرم.
  3. الجل، معرب گل، و جلاب معرب گلاب (برای مثال از عائشة نقل است "کان إذا اغتسل من الجنابة دعا بشیء کالجلاب".)[۳۱]
  4. جزاف = گزاف
  5. طازج = تازه
  6. عسکر = لشکر
  7. خندق من کندگ.[۴]

اسامی

الثعالبی در کتابش اسامی زیر را فارسی می‌داند:

  1. الکوز
  2. - الإبریق
  3. - الطست (تشت)
  4. - الخوان
  5. - الطبق -
  6. القصعة
  7. - السکرجة
  8. -السمور و السنجاب
  9. - الخز -
  10. الدیباج
  11. - السندس
  12. - الیاقوت
  13. - الفیروز
  14. -البلور
  15. -السمیذ
  16. - الکعک (گعک- کیک#الجلاب (گلاب)
  17. -السکنجبین
  18. -الفالوذج
  19. - الفلفل والقرفة
  20. - الزنجبیل
  21. - النرجس
  22. -البنفسنج
  23. - النسرین
  24. - السوسن
  25. الیاسمین
  26. الجلنار (گل نار)
  27. - المسک
  28. -الکافور
  29. -العنبر
  30. - الصندل
  31. - القرنفل
  32. - البستان
  33. -ابریسم،
  34. - سکباج
  35. دوغباج
  36. الجرذباج
  37. -جنحه
  38. -سراج
  39. -رستاق
  40. -لعل
  41. -وزیر
  42. -طسوج
  43. -جزاف
  44. -شعبذه
  45. -صولجان
  46. -ریان
  47. جزیة
  48. -دست
  49. -درقه
  50. -دیجور
الخ...[۳۲]

همگی فارسی هستند که تعریب شده‌اند، مانند «نموذج» از نمونهٔ فارسی، سریر و تخت و رواق و السرداب و القابوس از کلمات فارسی که درقرآن آمده برحسب رأی زبان شناسان ۱۰۰ کلمة است و بعضی تعداد را بیشتر دانسته‌اند، مثال کلمه، سراج أصلها چراغ و اسم غلمان أصله گلمان و کلمة جناح أصل آن گناه وکنز أصله گنج الجزیة أصلها گزیت جلنار (گلنار) و (إندازه) إلی (مهندس) و چغندر إلی شوندر و پگاه إلی صباح وچلیب إلی صلیب و چین إلی صین و کورش إلی قورش و خسرو إلی کسری و کاسبین إلی قزوین و برنامه إلی برنامج و ساده إلی ساذج و پسته إلی فستق و مهرگان إلی مهرجان و أرغوان إلی أرجوان وأسب سوار، إلی أسوار و باژ إلی باج و بردن نامه إلی برید وگنجینة إلی خزینة وگوهر إلی جوهر و نفت إلی نفط و تبر إلی طبر وبرج إلی تبرج و گلاب إلی جلاب وگچ إلی جص و دستور بقی کما هو دستور والخانه إلی حانه وخانگاه إلی خانقاه أو خانکه و میان إلی میدان وخونگر إلی خنجر وپیام إلی بیان وششرنگ إلی شطرنج وپولاد إلی فولاذ الخ.[۵] قرآن شناس، زبان‌شناس و پژوهشگر نامی انگلیسی زبان، جفری آرتور را عقیده برآنست بیست وهفت کلمه قران ریشه فارسی دارد از جمله: سجیل: معرب سنگ وگل، اباریق: جمع ابریق، معرب آبریز، تنور، مرجان، مِسک: معرب مِشک، کورت: کور شدن، تاریک شدن - تقالید:، قلاده، جمع تقلید، بیع: خرید و فروش، بیعانه (بیانه) قسمتی از پیش پرداخت.جهنم - دینار پول مروج ایرانی قدیم (یک صدم ریال) زنجبیل: معرب زنجفیل، سُرادِق: سراپرده، سقر: جهنم، دوزخ - سجین: نام جایی در دوزخ، زندانی - سلسبیل: سلیس، نرم، روان، گوارا، می‌خوشگوار، نام چشمه‌ای در بهشت- ورده: پرگه، گل سرخ - سندس: دیبای زربفت لطیف و گران بها- قرطاس: کرباس - کاغذ، جمع آن قراطیس - اقفال: جمع قفل –کافوریاقوت - گوهر= جوهر- مهرجان =مهرگان - برقه = پرده.

بعضی پژوهشگران تعداد واژگان فارسی قرانی را بیشتر از یکصد عدد برآورد کرده مانند: سراج = چراغ – دار - غلمان = گلمان جوان گل رو - زمهریر- کاس یا کاسه - جُناح: گناه، رجس = زشت - خُنک: سرد- زم = سرد - زُور: قوه، نیرو، شُواظ: زبانهٔ آتش، شعله، حرارت، درحال ذوب شدن - اُسوَه = الگو = - فیل: پیل - توره= شغال، حیوان وحشی. عبقری =(آبگری آبکاری)= زیباسازی و خلاقیت و بزرگی. کنز= (گنج)-. زبانیه: نگهبانان دوزخ، زبانه کشیدن شعله‌های آتش. زانی -زانیة -زنا= زناکار. ابد: جمع آن آباد، جاودان. قمطریر: شدید، سخت، دشوار-. بلید از پلید (آدم احمق)- بررُخ: مانع وحایل بین دوچیز.[۶] تَبَت: نابودشده، قطع شده، تب و تاب یافته - سخط: خشم گرفتن برکسی، غضب - سُهی: (بگونهٔ سها)، ستارهٔ کوچک و کم نور در دب اصغر. اریکه و ارائک به معنی بالش و متکی چندبار در قران تکرار شده‌است. عرش معرب از ارگ - نهی = نه/ نهی. برهان = دلیل در قران برهان و براهین آمده‌است- برج = تبرج – زینت - الجزیه = گزیت = توبه ۲۹ - الجند = گند -= یس ۷۵ جند و جنود – مسجد از مزگت - صلیب از چلیپا و صدها واژه دیگر.[۳۳] این کلمات ریشه و بنیاد فارسی داشته که به فراخنای زبان عربی درآمده ومشتقات آنها با دلایل مبسوط از جانب محققین توضیح شده‌است؛ و نفوذ واژگان از پارسی به سایر زبانها خود نشانه اصالت، کهن بودن و گستردگی و نفوذ زبان فارسی و زنده بودن و اهمیت آن در همه زمانها را اثبات می‌کند.

در اشعار شاعران دوره جاهلی

در اشعار شاعران جاهلی:

  1. انجمن،
  2. ارغوان،
  3. بربط،
  4. بنفشه،
  5. بادیه،
  6. گلاب،
  7. گلستان،
  8. دیبا،
  9. دهقان،
  10. یاسمن،
  11. یاقوت،
  12. زیر،
  13. زبرجد،
  14. مرو،
  15. آس،
  16. مرزنگوش،
  17. مهره،
  18. مشته،
  19. نرگس،
  20. سوسن،
  21. سمسار،
  22. سیه‌سنبل،
  23. تاج،[۳۴]
  24. تنبور،
  25. خبری،
  26. خسروانی،
  27. چنگ،(صنک) شاهنشاه و غیره استفاده شده‌است.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can you have an operation to make you taller?
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:38 ب.ظ
When someone writes an piece of writing he/she keeps the image of
a user in his/her brain that how a user can be aware
of it. Thus that's why this post is great. Thanks!
Foot Complaints
جمعه 13 مرداد 1396 02:45 ب.ظ
You are so cool! I do not suppose I've read through a single thing like this before.

So wonderful to discover someone with some original
thoughts on this issue. Really.. many thanks for starting this up.
This website is something that's needed on the internet, someone
with some originality!
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 06:27 ب.ظ
Howdy just wanted to give you a quick heads up. The text in your post seem to
be running off the screen in Ie. I'm not sure if this is
a format issue or something to do with internet browser compatibility but I figured
I'd post to let you know. The design look great though!
Hope you get the problem solved soon. Cheers
manicure
دوشنبه 14 فروردین 1396 11:48 ب.ظ
Woah! I'm really digging the template/theme of this site.
It's simple, yet effective. A lot of times it's tough to get that "perfect balance" between usability and visual
appearance. I must say you've done a fantastic job with this.

Also, the blog loads super quick for me on Safari.
Outstanding Blog!
manicure
یکشنبه 13 فروردین 1396 07:59 ب.ظ
Great blog here! Also your site loads up very fast!

What host are you using? Can I get your affiliate link to
your host? I wish my site loaded up as quickly as yours lol
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo