"کان فیمن کان قبلکم رجل قتل تسعة وتسعین نفسا


در زمان های قدیم ؛قبل از شما؛ مردی بود که نود و نه نفر را به قتل رسانده بود


فسأل عن أعلم أهل الأرض فدُلَّ على راهب،


پس از فرد اگاهی (کسی که اهل ارض را می شناسد(عالمان روی زمین را می شناسد) سوال کرد و او نیز راهبی را معرفی کرد


فأتاه فقال إنه قتل تسعة وتسعین نفسا، فهل له من توبة؟!


پس به پیشش رفت و و به او گفت که 99 نفر را به قتل رسانده است ؛ ایا توبه او پذیرفته می شود؟!


فقال: لا، فقتله، فکمَّل به مائة،


(راهب ) جواب داد: خیر ؛ (و مرد ) او را هم کشت؛ (و عدد افرادی را که به قتل رسانیده بود را با کشتن او ) به صد رسانید


ثم سأل عن أعلم أهل الأرض، فدُلَّ على رجل عالم،


بعد از ان نیز سراغ از عالم دیگری گرفت؛ (این بار نیز او را ) به عالم دیگری معرفی کردند


فقال إنه قتل مائة نفس، فهل له من توبة؟


( فرد به نزد عالم رفت و ) گفت که او 100 نفر را به قتل رسانید است ؛ و ایا جایی برای توبه برایش باقی است؟


فقال: نعم، ومن یحول بینه وبین التوبة؟!


(عالم ) گفت : اری، چه چیزی مانع بین او و توبه می شود؟!(استفهام انکاری به کار برده شده است برای این که برساند هر فرد گناه کاری هر چقدر هم گناهش بزرگ باشد اگر واقعا قصد توبه داشته باشد توبه اش انشالله پذیرفته خواهد شد)


انطلق إلى أرض کذا وکذا، فإن بها أناسا یعبدون الله تعالى، فاعبد الله معهم،


به سرمین فلان برو؛ که در ان سرزمین افرادی هستند که به عبادت خداوند مشغول اند؛ تو نیز به انجا برو و همراه انها خداوند را پرستش کن


ولا ترجع إلى أرضک، فإنها أرض سوء


و هیچ گاه به سرزمین خود برنگرد؛ که انجا جا (سرزمین) مناسب و خوبی نیست


فانطلق حتى إذا نَصَفَ الطریق أتاه الموت،


پس به راه افتاد تا این که در نصف راه اجلش رسید


فاختصمت فیه ملائکة الرحمة وملائکة العذاب


در همین هنگام اختلاف شدیدی بین فرشته رحمت و فرشته عذاب ( برای ان که چه کسی باید او را قبض روح کند) بوجود امد


فقالت ملائکة الرحمة: جاء تائبا مقبلا بقلبه إلى الله تعالى


فرشته رحمت گفت: در حالتی به سوی خداوند امد که از سر اخلاص توبه کرده بود( به علت دشوار بودن معنی لغوی به معنای مفهومی بسند کردیم!)


وقالت ملائکة العذاب إنه لم یعمل خیرا قط


و فرشته عذاب گفت: اون هیچ عمل خیری انجام نداده بود


فأتاهم ملک فی صورة آدمیٍّ، فجعلوه بینهم – أی حَکَما -


در همین هنگام فرشته ای به شکل ادم بنزدشان امد تا بین انها(فرشته ها) قضاوت کند


فقال: قیسوا ما بین الأرضین،


پس گفت: ما بین دو سرزمین را حساب کنی(از سرزمینی که فرد از ان امده است تا جایی که او رسیده است و از جایی که فرد رسیده تا جایی که قصد رفت کرده است را محاسبه و مقایسه کنید)


فإلى أیتهما کان أدنى، فهو له


و به هر کدام از سرزمین ها نزدیک تر بود پس ان فرد از انجاست


فقاسوا فوجدوه أدنى إلى الأرض التی أراد،


پس مقایسه کردند و دریافتند که به سرزمنی که قصد رفتن کرده بوده نزدیکتر است


فقبضته ملائکة الرحمة".


پس فرشته رحمت روحش را گرفت