تبلیغات
عربی

چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است. دکتر علی شریعتی

اجازه داشتن برای انجام کاری

نویسنده : مهرداد یاسمی
تاریخ:شنبه 2 خرداد 1394-12:03 ق.ظ

‫هل صرت ُیسمح لك أن تقود سیارة؟‬
‫ تو اجازه داری رانندگی کنی؟‬
‫هل صرت ُیسمح لك أن تشرب الخمر؟‬
‫ تو اجازه داری مشروبات الکلی بنوشی؟‬
‫هل صرت یُسمح لك أن تسافر لوحدك إلى الخارج؟‬
‫ تو اجازه داری تنها به خارج سفر کنی؟‬
 
 
 
‫یسمح أن ، یجوز‬
‫اجازه داشتن‬
‫هل یُسمح لنا أن ندخن هنا؟‬
‫اجازه هست اینجا سیگار بکشیم؟‬
‫هل یُسمح بالتدخین هنا؟‬
‫اینجا سیگار کشیدن مجاز است؟‬
 
 
 
‫هل یجوز السداد ببطاقة الائتمان؟‬
‫ می توان با کارت اعتباری پرداخت نمود؟‬
‫هل یجوز السداد بالشیك؟‬
‫ می توان با چک پرداخت کرد؟‬
‫هل یجوز الدفع كاش فقط؟‬
‫ فقط نقد پرداختن مجاز است؟‬
 
 
 
‫أتسمح لی مجرد أن أتصل بالتلفون؟‬
‫می توانم لحظه ای تلفن بزنم؟‬
‫أتسمح لی مجرد سؤال؟‬
‫می توانم لحظه ای یک سوال کنم؟‬
‫أتسمح لی مجرد أن أقول شیئًا؟‬
‫می توانم لحظه ای چیزی بگویم؟‬
 
 
 
‫لا یسمح له أن ینام فی المنتزه.‬
‫او (مذکر) اجازه ندارد در پارک بخوابد.‬
‫لا یسمح له أن ینام فی السیارة.‬
‫او (مذکر) اجازه ندارد در خودرو بخوابد.‬
‫لا یسمح له أن ینام فی محطة القطار.‬
‫او (مذکر) اجازه ندارد درایستگاه قطار بخوابد.‬
 
 
 
‫أتسمح أن نحلس؟‬
‫اجازه داریم بنشینیم؟‬
‫أتسمح بقائمة الطعام؟‬
‫اجازه داریم لیست غذا را داشته باشیم؟‬
‫هل یجوز أن ندفع منفصلین؟‬
‫اجازه داریم جدا پرداخت نمائیم؟



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تقسیم بندی اسم از نظر جنس

نویسنده : مهرداد یاسمی
تاریخ:جمعه 1 خرداد 1394-11:58 ب.ظ

 تقسیم بندی اسم از نظر جنس :۱.مذکر ۲.مونث

علامتهای اسم مؤنث :۱.تاء مدوره ۲.الف ممدوده ۳.الف مقصوره

نكته مهم = این علامتها نباید جزءِ سه حرف اصلی باشند . اگر جزء حروف اصلی كلمه باشند

دیگر نشانه مؤنث نیستند و اسم مذكرند . مانند : حیاء – ماء – فتی.

اقسام اسم های مذكر و مؤنث :

۱.حقیقی= اسمی است كه بر جاندار دلالت كند . رجلٌ= مذكر حقیقی، اِمرأه= مؤنث حقیقی.

۲.مجازی= اسمی است كه بر غیر جاندار دلالت كند.الكتاب= مذكر مجازی، المدرسه= مؤنث

مجازی.

۳.مؤنث معنوی= اسم مؤنثی كه علامت تأنیث ندارد. زینب- - اُم- شمس- اعضای زوج بدن-

اسامی شهرها و كشورها.

۴.مؤنث لفظی= اسم مذكری است كه علامت تأنیث داشته باشد. حمزه- معاویه- طلحه.


       اسم جمع :

 اسمی است که دارای معنی جمع است ولی ازخود مفرد ندارد؛ مانند :

قَوم ، ملــّــة ، حزب ،شعب .

     اسم جنس جمعی :

 اسمی است که دارای معنی جمع است و از لفظ خود مفرد نیز دارد ولی مفرد آن را با اضافه کردن (( تاء )) یا ((یاء  مشدّد )) ، بدست می آوریم ؛ مانند :

تــُــفـّـاح ( سیب )    تـُـفـّـاحة ( یک سیب )  تــَمر ( خرما )   تمرة ( یک خرما )  یهود  مفرد آن یهودیّ .

     جمع الجمع :

برخی از جمع ها دوباره جمع سالم یا مکسر بسته می شوند که در اصطلاح به آن جمع الجمع می گویند ؛ مانند :

بیت = بیوت = بیوتات

ید = أیدی = أیادی

جمع الجمع حداقل بر نه دلالت می کند یعنی حداقل شامل نه نفر یا نه چیز می شود

منتهی الجموع :

به جمع الجمع بر وزن ( أفاعــِــل و أفاعیـــل ) و نیز هر جمعی که وزن آن شبیه افاعل و افاعیل باشد  منتهی الجموع می گویند ؛ مانند :

کلب = أکلـُــب = أکالـِــب  

  قول = أقوال = أقاویل  

 مسجد= مساجد 

 مصباح = مصابیح

جَــو هر = جواهر 

خاتمة = خواتیم


 

اسمهای علم منصرف در قرآن :

قریش ، شعیب ، صالح  ، یهود ، انجیل ، توراة ، شیطان ، مسیح ، روح القدس ، هود ، عاد ، سبأ ، کعبه ، ودّ ، سواع ، نسر ( نام سه بت جاهلی ) نوح ، محمد ، لوط ، عزیز ، ابو لهب .

 

اسم های علم غیر منصرف :

قارون ، لقمان ، یثرب ، ابراهیم ، هارون ، فرعون ، مصر ، اسرائیل ، یونس ، ابلیس ، آدم ، مریم ، جبرئیل ، میکائیل ، سلیمان ، بابل ، هاروت ، ماروت  ، اسماعیل ، یعقوب ، اسحاق ، ثمود ، مدین ، یوسف ، جهنم ، یأجوج ، مأجوج ، داود ، ادریس ، هامان ، رمضان ، یاسین ، یونس ، طالوت ، جالوت ، آذر ، الیاس ، الیسع ، أبابیل ، عمران ، إرَم ، ایوب ، أحمد ، یغوث ، یعوق ( نام دو بت جاهلی ) ، موسی ، عیسی ، یحیی ، زکریا .

 


 

شب قدر است و طی شد نامه هَجر      سلامٌ فیه حتی مطلع الفجر


 

  صفت مشبهه یکی از انواع مشتقات است که از فعل لازم ساخته می شود تا بر ثبوت یک صفت در شخص یا شی ء دلالت کند مثل : حسَن و کریم .

  تذکر : منظور از ثبوت وجود یک صفت یا خصلت در صاحبش برای همیشه است .

 

وزنهای صفت مشبهه زیاد است ولی بیشتر بر این اوزا ن می آید :

فَـَــعل ، فـُـعل ، فـَـعال ، فـُــعال ، فـََــیعِـل ، فـعیل ، فـَعلان ، فـُـعلان ، فَـَـــعِل ، ( صعب، صُلب، جـَبان ، شجاع ، سَیّد . کریم ، غضبان ، عــُریان ، دَنِق )

 

1- هر اسمی که بر وزن فاعل باشد ولی بر ثبوت دلالت کند صفت مشبهه است به عبارت دیگر اسم فاعل یا اسم  مفعولی که معنای حدوث ( تغییر ، دگرگونی ) نداشته باشد صفت مشبهه است مثل : طاهر القلب ، معتدل القامة ، محمود المقاصد ، حامض ( ترش ) و  سالم .  

 

2- هر کلمه بر وزن فَـَــعـِــل مثل  : فرِح

 

3- أفعل مثل : أحوَل ( چپ چشم ) ، أسود (سیاه ) ، أعرج ( لَنگ ) أبلج ( روشن )  این وزن یعنی افعل باید بر رنگ یا عیب و یا زینت دلالت کند تا صفت مشبهه باشد ولی اگر بر این معانی دلالت نکند و معنای برتری بدهد مثل أکبر (بزرگتر) اسم تفضیل است نه صفت مشبهه .

نکته : اعرج مفرد است جمع آن می شود : عــُرج و عـُـرجان و مونث آن میشود عَرجاء

 

4- فــَـعلان : شَبعان ( سیر ) ، غضبان ( خشمگین ) ، جَوعان (گرسنه ) ، عطشان ( تشنه ) .

 

5- فـَـعل : ضخم

 

6- فعیل : شریف ، رجیم ، رحیم

 

7- فعَل : بطَل ( قهرمان )

 

8- فـَـعال : جَبان ( ترسو ) 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یکی بود یکی نبود،

نویسنده : مهرداد یاسمی
تاریخ:جمعه 1 خرداد 1394-11:52 ب.ظ

http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/58/171879/matalebe2/God.Human.matalebeziba.jpg

یکی بود یکی نبود، یه رفیقی تو آسمون با اینکه می دید شلوغِ دور و برش ولی همیشه تنهای تنهای تنها بود .
دلش یکی رو میخواست تا بشینه پای حرفاش، رفیق لحظه هاش ، بگه، بشنوه و پر کنن لحظه هاشونو کنار هم دیگه...
 تا اینکه یه روز، یه تیکه از قلب مهربونشو می بخشه به کسی که میدونه میشه همونی که میخواسته و قسمتی از روحشو هدیه میده تا جون بگیره رویاش ...
در عبور این لحظه ها دوتا رفیق از یه روح و یه قلب، کنار هم لحظه های زیبایی داشتن و هیچی براش کم نمیزاشت تا اینکه ...!
تا اینکه این رفیق بر میگرده و میگه : میشه یکی باشه کنار من تا همه این زیبایی ها قسمت بشه بین ما ؟
حرف رفیقش واسش خیلی عزیز بود ، دوستش داشت بی نهایت و اینبار از ظرافت، احساس و روحش هدیه می بخشه به کسی که رفیقش خواسته بود ...
میگذره و میگذره و میگذره تا اینکه می بینه این دو عزیزاش پررنگ شده رابطشون و کم کم این رفاقت داره میشه فراموششون !
با هر لحظه گذشت، بیشتر غصه میخورد چون میدونست باز داره تنها میشه، تا اینکه روزی رسید که شاید دیگه تحمل نداشت تا ببینه این همه نامهربونی ها به کجا میکشه...
زمان سخت جدایی رسید، وقت رفتن و رفیقاش باید پر بکشن از آسمون به دنیایی که با کلی اختیار به اونا هدیه داده بود ...
حالا با رفیقاش جدا از هم و دلش یه دنیا تنگ اون روزا، با اینکه قلبش شکسته بود ولی هواشونو داشت مثل اون لحظه ها .
روزا می گذشت و می دید تعداد رفیقاش تو دنیای جدید بیشتر و بیشتر شده و بعضیاشون دوست واقعی و بعضیا فقط باعث دل شکستگی اش میشن .
اما هنوز عاشق انسان هایی بود که از روح و قلب خودش به اونها زندگی بخشیده و خیلی ها نمیدونستن عمق این دوست داشتن ها و عشق رو در حالی که با زندگی در این دنیا به هرچی که خواستن رسیدن ...!
و خدای بی همتا برای دیدن بنده های عزیزش دوباره لحظه شماری می کرد و شاید دلیل بعضی زود رفتن ها همین باشه که حتی او برای داشتنشون بیشتر از ما بی قراری می کنه ...


ای خدای مهربان و بزرگم چه خوش آن لحظه که درد این دوری با وصال تو شیرین شود




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :105
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo