تبلیغات
عربی

چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است. دکتر علی شریعتی

ضرب المثل عربی همراه با ترجمه ی فارسی

نویسنده : مهرداد یاسمی
تاریخ:یکشنبه 17 خرداد 1394-11:57 ب.ظ

ضرب المثل عربی همراه با ترجمه ی فارسی

یأکل مع الذئب و یزمر مع الراعی.(خاص) هم آش معاویه را می خورد هم پشت سر علی نماز می خواند.ـ به تازی می گوید بگیر به آهو می گوید بدو.ـ با گرگ دنبه خوردن و با چوپان گریستن . ـ شریک دزد و رفیق قافله ـ دو دستماله می رقصد . ـ بوجار لنجان است از هر طرف باد بیاید بادش می دهد . (م)
هدنة علی دخن . (عب) آتش زیر خاکستر.(م) ـ گرگ آشتی
نحن على صیحة الحبلى.(تمث،مج) سر گنده اش زیر لحاف است.ـ این رشته سر دراز دارد.ـ گاو هنوز به چرم اندر است.(م)
من ینکح الحسناء یعطِ مهرها .(تمث,مج,جم,نها)یضرب للمصانعة بالمال. هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد.(م)
من یعالج مالَک غیرُک یسأم. (مج) کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من .(م)
من یسرق بیضة یسرق جملا . (جو) تخم دزد شتر دزد می شود . ـ هر که دانگی بدزدد از دیناری نترسد .(م)
من قصرت یده مد لسانه .(جو) هر که با شات و شوت است چیزی بارش نیست.(م)
من استحی من ابنة عمه لم یولد ولد منها .(جو) نعمت روی زمین قسمت پررویان است / خون دل می خورد هرکس حیایی دارد.(م)
المرء مفتون بشعره و ولده. هر کسی بر شعر و بر فرزند خویش مفتون بود / گر چه ان فرزند زشت و آن شعر نا موزون بود .
الکلب لا یعض اذن اخیه. (جو) سگ سگ را ندرد. ـ چاقو دسته خودش را نمی برد. ـ اسب و استر به هم لگد نمی زنند .



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

ضرب المثل عربی همراه با ترجمه ی فارسی

نویسنده : مهرداد یاسمی
تاریخ:یکشنبه 17 خرداد 1394-11:54 ب.ظ

ضرب المثل عربی همراه با ترجمه ی فارسی


1- الطیور علی أشكالها تقع (كبوتر با كبوتر باز با باز كند همجنس با همجنس پرواز)



2- عاد بخفّی حنین ـ عاد صفر الیدین (دست خالی بازگشت ـ دست از پا درازتر برگشت)




3- الید الواحده لا تصفّق (یك دست صدا ندارد)



4- وهب الأمیر ما لا یملك (از كیسة خلیفه می‌بخشد)



5- و للناس فیما یعشقون مذاهب (سلیقه‌ها یكنواخت نیست)



6- هل یصلح العطّار ما أفسد الدّهر (آب رفته به جوی باز نیاید)



7- من یمدح العروس إلّا أهلها (هیچ كس نمی‌گوید ماست من ترش است)



8- من كثر كلامه كثر ملامه (پرگو خطاگوست)



9- من قرع باباً و لجّ و لج (عاقبت جوینده یابنده است)



10- من طلب العلی سهر اللیالی (گنج خواهی در طلب رنجی ببر)



11- من طلب شیئاً وجدّ وجد (عاقبت جوینده یابنده بود)



12- من طلب أخاً بلا عیب بقی بلا أخ. (گل بی‌خار خداست یا كجاست)



13- من حفر بئراً لأخیه وقع فیها (چاه مكن بهر كسی اول خودت دوم كسی)



14- من جدّ وجد (عاقبت جوینده یابنده بود)



15- من صارع الحقّ صرعه (با آل علی هر كه در افتاد بر افتاد)



16- المعیدی تسمع به خیر من أن تراه (آواز دهل شنیدن از دور خوش است)



17- المحنه إذا شاعت سهلت (مرگ به انبوه، جشن باشد)



18- لكلّ فرعون موسی (دست بالای دست بسیار است)



19- لكلّ مقام مقال (هر سخنی جایی و هر نكته مكانی دارد)



20- ماحكّ جلدك مثل ظفرك (كسی نخارد پشت من جز ناخن انگشت من)



21- ماهكذا تورد یا سعد الإبل (راهش این نیست) (این ره كه تو می‌روی به تركستان است)



22- الكلام یجرّ الكلام (حرف حرف می‌آورد)



23- كلم اللسان أنكی من كلم السنان (زخم زبان از زخم شمشیر بدتر است)



24- كالمستجیر من الرّمضاء بالنّار (از چاله به چاه افتادن) (از بیم مار در دهان اژدها رفتن)



25- كلّ رأس به صداع (هر سری دردی دارد)



26- كلّ شاه تناط برجلیها (هر كس را در قبر خود می‌گذارند)



27- لا تؤخر عمل الیوم إلی غدٍ (كار امروز را به فردا میفكن)



28- لا یؤخذ المرء بذنب أخیه (گناه دیگری را بر تو نخواهند نوشت)



29- لكلّ جدید لذّه (نو كه آمد به بازار كهنه شود دل آزار)



30- لكلّ صارم نبوه (انسان جایزالخطا است)



31- لا یلدغ المرء من جحر مرّتین (آدم یك بار پایش در چاله می‌رود)



32- علی نفسها جنت براقش (خودم كردم كه لعنت بر خودم باد)



33- عند الشدائد تعرف الإخوان (دوست آن باشد كه گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی)



34- غاب القطّ إلعب یا فار (حال میدان برایت خالی شده هر چه می‌خواهی بكن)



35- فعل المرء یدلّ علی أصله (از كوزه همان برود تراود كه در اوست)



36- فوق كلّ ذی علم علیم (دست بالای دست بسیار است)



37- كالشمس فی رابعه النهار (مثل روز روشن)



38- كلام اللیل یمحوه النهار (كنایه بر كسی كه به قول خود عمل نمی‌كند)



39- قاب قوسین أو أدنی (كنایه از بسیار نزدیك بودن)



40- الصبر مفتاح الفرج (گر صبر كنی زغوره حلوا سازی)


- الطیور علی أشكالها تقع (كبوتر با كبوتر باز با باز كند همجنس با همجنس پرواز)



42- عاد بخفّی حنین ـ عاد صفر الیدین (دست خالی بازگشت ـ دست از پا درازتر برگشت)



43- عصفور فی الید خیر من عشره علی الشجره (سركه نقد به زحلوای نسیه)



44- ربّ سكوت أبلغ من كلام (چه بسا سكوتی كه از سخن گفتن شیواتر است)



45- السكوت أخو الرّضا (سكوت علامت رضاست)



46- سبق السیف العذل (دیگر كار از كار گذشت)



47- زاد الطّین بلّه (خواست ابرویش را درست كند زد چشمش را كور كرد)



48- رحم الله إمری‌ء عمل عملاً صالحاً فأتقنه (كار نیكو كردن از پر كردن است)



49- حبه حبه تصبح قبه (قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود)



50- الحسود لا یسود (حسود هرگز نیاسود)



51- الحقّ مرّ (حرف حق تلخ است)



52- خیر الأمور أوسطها (اندازه نگهدار كه اندازه نكوست)



53- خیر البرّ عاجله (در كار خیر حاجت هیچ استخاره نیست)



54- خیر الناس من ینفع الناس (بهترین مردم كسی است كه به مردم نفعی برساند)



55- خیر الكلام ما قلّ و دلّ (كم گوی و گزیده گوی چون درّ تا جهان زاندك شود پر)



56- خالف تعرف (مخالفت كن و مشهور شو)



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بعضی ازایرانیانی که ادبیات عرب را ارتقاء دادند

نویسنده : مهرداد یاسمی
تاریخ:یکشنبه 17 خرداد 1394-11:49 ب.ظ

بعضی ازایرانیانی که ادبیات عرب را ارتقاء دادند

دکترهادی العلوی در کتاب خلاصات فی السیاسة والفکر السیاسی فی الإسلام ص ۱۶۸: می‌نویسد: " نویسندگان متقدم در دنیای عرب بیشتر از أصل فارسی بودند" در صفحة (۱۶۹) می‌گوید: "عرب تشکیلات و سامان دهی و اداره و مالیات و کشاورزی و خیلی از قواعد دیگر را از ساسانیان فرا گرفتند". در کتاب (فقه اللغة و سر العربیة) أبی منصور الثعالبی النیشابوری) صفحة (۲۲- ۲۳) می‌نویسد: أبو بشر عمرو الحارثی (۷۴۰- ۷۷۹ م) که لقبش سیبویه است (سیب بویه)" ایرانی ساکن بصره و متوفی شیراز داناترین مردم در نحو بود و بعد أبو سعید الحسن بن عبد الله المرزبان السیرافی بزرگترین دانشمندان ادبیات عرب و عسکر بن الحسین النخشی از خراسان، و أبو عبد الله الحسن بن خالویه از همدان، مصدر سابق ص (۱۴- ۱۶) که خدمات شایانی به زبان عربی کردند. أبو منصور عبد الملک بن محمد بن إسماعیل الثعالبی زاده شده نیسابور ۳۵۰ق مؤلف کتاب (فقه اللغة و سر العربیة). عبد الله بن المقفع (روزبه بن دادویه) زاده شده جور (گور) إیران، مترجم کلیلة و دمنة از پهلوی به عربی، وکاتب الأدب الکبیر والأدب الصغیر الخ. ابن سینا (۹۸۰- ۱۰۳۷م) نویسنده (القانون فی الطب).أبو بکر الرازی (۸۶۴- ۹۲۳م) نویسنده (تاریخ الطب) و (الأدویة المفردة) و أبو ریحان بیرونی (۹۷۳- ۱۰۴۸م) نویسنده (الآثار الباقیة عن القرون الخالیة) و دهها کتاب دیگر و عبد القادر جرجانی (گرگانی) مرگ (۴۷۱) هجری، مؤسس علم بلاغت و نویسنده کتاب (دلائل الإعجاز وأسرار البلاغة) و شیخ المفسرین طبری (۸۳۸- ۹۲۳م) و بخاری (۱۹۴- ۲۵۶) هجری. إمام مسلم، نویسنده کتاب صحیح مسلم (۲۰۶- ۲۶۱) هجری و نعمان بن ثابت معروف ب (أبو حنیفة النعمان) (۶۹۹- ۷۶۷م) آرامگاه او در الأعظمیة و کنیته "الإمام الأعظم". حافظ شیرازی (۷۲۷۰ ۷۹۲)هجری ومشرف الدین بن مصلح الدین عبد الله "سعدی شیرازی" (۵۸۰- ۶۹۱)هجری. (غیاث الدین أبو فتوح عمر بن إبراهیم) الشهیر ب"خیام" (۱۰۴۰-۱۱۳۱م) و (بشار بن برد) (۹۶- ۱۶۸) هجری نه تنها دهها اندیشمندفارس بلکه دهها نفر از بزرگان سریانی و ترک و قبط و بربر در توسعه و ارتقائ علمی زبان عربی نقش داشته‌اند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :105
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


Admin Logo
themebox Logo